تبليغاتX
آنچه استاد پیمان فتاحی می گوید... - یکی بود و یکی بود و یکی بود...
دلگویه های یک شاگرد از استادش...
سلام

به عنوان یکی از کوچکترین شاگردان استاد عزیزم پیمان فتاحی تصمیم گرفتم در شناسایی آرا و نظرات ایشان به دوستانم نقش کوچکی داشته باشم. آنچه در این وبلاگ خواهد آمد همین دلگویه هاست...

به عنوان سخن آغازین قسمتی از گفت و شنود با استاد را در زمینه دوست داشتن که در کتاب جریان هدایت الهی آمده است را باز گو می کنم.

به امید آزادی هرچه سریعتر ایشان از زندان...آمین

   ****    ما در قبال مردم چه مسؤليتي داريم؟

 

مردم را دوست بداريد و اگر دوست داشته باشيد خود به خود به آن ها محبت مي كنيد...

اگر مي بينيد كه در مسير هلاكت و نابودي هستند، ْآنان را از حركت شان باز مي داريد. اگر واقعيتي را فهميده ايد سعي مي كنيد كه به آن ها نيز تعليم دهيد. وقتي مردم را دوست بداريد در قبال رنج و انحراف شان دست روي دست نمي گذاريد و بي اعتنا نيستيد...

مردم را به هدايت الهي دعوت كنيد، به هر شكلي كه مؤثر و مقدور باشد.

وقتي داستان قشنگي مي خوانيد يا منطرة زيبائي مي بينيد در برخورد با كساني كه دوست شان داريد سعي تاي اين است كه آنان را نيز ترغيب و تشويق كنيد تا آن داستان را بخوانند و يا آن منظره را ببينند. پس وقتي با جريان هدايت الهي و با تعاليم حق آشنا مي شيود، اگر ديگران را دوست بداريد، بر اثر احساس مسؤليتي كه نسبت به آن ها در خود حس مي كنيد، آنان را خود به خود با روند هدايت الهي و تعاليم حق آشنا مي كنيد...

در هدايت ديگران بكوشيد، خود هدايت مي شويد، بيدار كنيد، تا بيدار شويد و تعليم دهيد، پس تعليم مي گيريد. اين مسؤليت شما در برابر ديگران است...

وقتي كسي را دوست داريد طبعا براي او دلسوزي مي كنيد. اگر دلت براي كسي بسوزد سعي مي كني هر طور كه شده به او كمك كني و البته بهترين و مؤثرترين كمك و محبت اين است كه ديگران را به خداوند بازگردانيد و نزديك كنيد زيرا خوشبختي و رستگاري در بازگشت به خداوند است.

برگرفته از کتاب جریان هدایت الهی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاگرد کوچک |